أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
92
آثار الباقيه ( فارسى )
تسميه روى داده بود ، اما زباء داهيه عظيم است كه چون در اين ماه جنگهاى زيادى روى مىداد و خونريزى بسيار مىشد چنين نام داده شد و اشتقاق بائده نيز از قتال است زيرا در اين ماه جمعى زياد از مردم هلاك ميشدند و مثل از اينجاست كه مىگويند العجب ثم العجب بين جمادى و الرجب و اعراب در اين ماه تعجيل مىكردند و پيش از آنكه وارد شهر رجب شوند هرچه خونخواهى داشتند يا غارت مىخواستند انجام مىداند كه مبادا به شهر رجب كه شهر حرام است بيفتد اما وجه تسميه اصم ابن است كه اعراب خود را در اين ماه از قتال باز مىداشتند و آواز سلاح در اين ماه به گوش كسى نمىرسد اما ناطل پيمانه خمر است و از اين جهت اين نام را بر آن ماه نهادهاند كه در اين ماه در شرب خمر افراط مىكردند و پيمانه خمر را در ميان ايشان گردش بسيار بود اما عادل از عدل است چه اين ماه از شهور حرام است و در اين ماه از كارهايى كه در ماه ناطل مىكردند خود را بازمىداشتند . وجه تسميه رنه اين است كه چهارپايان براى نزديكى نحر در اين ماه ناله مىكردند و برك از بروك شتر مشتق است كه چون شتر را قربانگاه مىبردند مىخوابانيدند و از قطعهى منظومى كه در پيش ذكر كرديم اين قطعه كه از تراوش طبع صاحب بن عباد است بهتر است : اردت شهور العرب فى جاهليته * فخذها على سرد المحرك تشترك فمو تمرياتى و من بعد ناجر * و خوان مع صوان يجمع فى شرك حنين و زبّا و الاصم و عادل * و نافق مع و غل و رنة مع برك اين دو نوع ماه كه از عرب نقل شد اگر تسميه آن چنين باشد كه گفتيم بايد ميان وقت اين دو تسميه خيلى تفاوت داشته و گرنه اين مناسبت كه براى آنها مىگويند درست نخواهد شد زيرا در يكى از اين دو نوع صفر در منتهاى هنگام گرمى است و در ديگرى شهر رمضان اينطور است و بديهى است كه در وقت واحد و يا نزديك به وقت واحد هرگز اين دو با يكديگر جمع نخواهند شد .